بیندیش

متن مرتبط با «me against the world movie» در سایت بیندیش نوشته شده است

The first regret

  • نیلوبلاگ

    از اونجایی که این وبلاگ٫ مخاطب خودش رو خیلی سال هست که از دست داده٫ پلتفرم خوبیه که بشه گاهی بدون ترس از قضاوت شدن٫ از اشتباهات زندگی م بنویسم.من از همیشه ی زندگیم تا حالاانسان خجالتی و تنهایی بودم.اول خجالتی بودم...بعد تنهایی بهمون اضافه شد. + نوشته شده در شنبه بیستم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 16:10 توسط شاگرد تنبل سابق  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • Homeland

  • نیلوبلاگ

    بعد از ۴ سال دوری٫ به صورت نیمه سورپرایز برگشتم ایران.فقط به خواهر و برادرم گفته بودم و سپرده بودم که نگن به پدر و مادر.چه سورپرایز خوبی شد :) + نوشته شده در شنبه سی ام بهمن ۱۴۰۰ ساعت 12:25 توسط شاگرد تنبل سابق بخوانید...

    ادامه مطلب
  • Those times

  • نیلوبلاگ

    - اون موقع ها اصلن حواست به من نبود...-- اون موقع ها توی یه دنیای دیگه بودم!- اون موقع ها، تو همه ی دنیام بودی...!پ ن: سه خط از لابلای یه گفتمان با رویای دست نیافتنی و مرور خاطراتی که - حداقل ب...

    ادامه مطلب
  • Something is missing

  • نیلوبلاگ

    یه شغل خوب...یه درآمد عالی...خونه ی دنج و شیک...زندگی توی یه کشور اروپایی...همه چی خیلی خوبه ولی... یه چیزی انگار کمه...عشق...! + نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۹ ساعت 0:22 توسط...

    ادامه مطلب
  • Almost getting there

  • نیلوبلاگ

    در حال گرفتن یه تصمیم بزرگ|سخت|سرنوشت سازم ... و ... اگه همه چیز به خوبی پیش بره بزودی میرم جایی که همیشه آرزوم بود... xa0...

    ادامه مطلب
  • Home

  • نیلوبلاگ

    گاهی وقتها هر بوی گندی که با هواکش می جنگد،خیال می کند دُن کیشوت است.نویسنده: شاگرد تنبل سابق - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۶ بعد از تقریبا دو سال برگشتم ایران، پیش خانواده، وای که چقدر دلم برای بابام، مامانم... تنگ شده بود... هرچند سه روز دیگه باز باید برگشت، دوباره غربت... .Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • Regrets? I had a few, but then again, too few to mention

  • نیلوبلاگ

    نویسنده: شاگرد تنبل سابق - شنبه هفتم اسفند ۱۳۹۵امروز داشتم به این فکر می کردم که، ارزشش رو داشت؟ داشت، الان که فکر می کنم، از وقتی اومدم مالزی،خیلی جلو افتادم، تجربه های جدید، همیشه باعث میشن یه چیز تازه بهت اضافه بشه، توی همه زمینه ها، از بحث شغلی و فنی تا نحوه روابط با آدمها و دوستان و اطرافیان و در کل، شکل زندگی.xa0 البته دوری از خانواده، پدر و مادرم که حسابی دلم براشون تنگ شده، خاطرات بیست و اندی ساله ام و ... دوری از این ها سخته، اما، به قول شاعر، بسیار سفر باید... ...

    ادامه مطلب
  • Me Again

  • نیلوبلاگ

    بعد از مدتهایی تقریبا طولانی اینجا می نویسم... وبلاگی ک دیگه متروک شده اما برام مهم نیست... مخاطبش مدتها خودم بودم.xa0 نمی خوام از اتفاقاتی که توی این مدت افتاد چیزی بنویسم چون همه چیز این روزا زود تغییر می کنه، نمیشه گفت این موقعیتی که الان توشی همیشه همینجور باقی می مونه. هر لحظه ممکنه تغییر کنه، موقعیتت، احساست، زندگیت، آدمای زندگیت، همه چی خیلی نوسان داره مثل شاخص های بورس بالا و پایین زیاد میره.xa0 اما اینو میگم که سه چهار روز گذشته دانشگاه شریف بودم، مسابقات مهارت سنجی مرحله حضوریش اونجا ب...

    ادامه مطلب
  • You never know how impossible things become possible

  • نیلوبلاگ

    مدت هاست اینجا ننوشتم، دلیلش خیلی چیزها می تونه باشه، متروک شدن بلاگفا و منسوخ شدن وبلاگ نویسی در دنیای جدید که پر از اپلیکیشن ها و کانال های ارتباطی شده، یا هجوم اتفاق ها، ارتباط ها، و ... در این یک سال اخیر... بعد از مدت ها اومدم تا بنویسم، جایی که همیشه دلتنگی هام رو توش جا میدادم، وبلاگی که پر از خاطرات دنیای منه...xa0 اتفاق های غیر ممکن، اتفاق می افتند. چیزهایی که هیچ وقت فکر نمی کردی ببینی یا تجربه کنی رو می بینی، تجربه می کنی، و این خیلی شیرینه، خیلی خوبه، چشیدن طعم رویا، رسیدن به آرزو......

    ادامه مطلب
  • Dear 27 years of me, you have 4 days left

  • نیلوبلاگ

    چهار روز دیگه، وارد 28 سال میشم، بیست و هشت سال، یعنی واقعا دو سال دیگه من سی ساله میشم؟ چقدر زوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود می گذره، خیلی زود. وقتی بهش فکر می کنی، که دو سال بعد، دیگه هیچ وقت بیست و چند ساله نیستی و نمیشی... یکمی دلت می لرزه. بیست و چند سالگی یعنی عشق و حال، یعنی هنــــــــــــــوز خیلی زوده، یعنی خیلی زوده که که بخوای خودتو درگیر کنی، یعنی هنـــــــــوز کلی وقت داری، یعنی آزادی، یعنی رهایی، از هر قید و بندی، یعنی زندگی، یعنی همه چیز زندگی، همه چیز با طعم ...

    ادامه مطلب