
یکی از چیزایی که توی این چند ماه متوجه شدم اینه که چقدر آلمانی ها و در کل اروپایی ها کتاب خونن! الکی نمیشه که ما میشیم جهان سومی... کتاب نمی خونیم ما اصلن....
ادامه مطلب
نویسنده: شاگرد تنبل سابق - دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۶من می توانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ م :) نیوزیـــــــــــــــــــــــ لندم آرزوست.... ...
ادامه مطلب
مدت هاست اینجا ننوشتم، دلیلش خیلی چیزها می تونه باشه، متروک شدن بلاگفا و منسوخ شدن وبلاگ نویسی در دنیای جدید که پر از اپلیکیشن ها و کانال های ارتباطی شده، یا هجوم اتفاق ها، ارتباط ها، و ... در این یک سال اخیر... بعد از مدت ها اومدم تا بنویسم، جایی که همیشه دلتنگی هام رو توش جا میدادم، وبلاگی که پر از خاطرات دنیای منه...xa0 اتفاق های غیر ممکن، اتفاق می افتند. چیزهایی که هیچ وقت فکر نمی کردی ببینی یا تجربه کنی رو می بینی، تجربه می کنی، و این خیلی شیرینه، خیلی خوبه، چشیدن طعم رویا، رسیدن به آرزو......
ادامه مطلب
چهار روز دیگه، وارد 28 سال میشم، بیست و هشت سال، یعنی واقعا دو سال دیگه من سی ساله میشم؟ چقدر زوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود می گذره، خیلی زود. وقتی بهش فکر می کنی، که دو سال بعد، دیگه هیچ وقت بیست و چند ساله نیستی و نمیشی... یکمی دلت می لرزه. بیست و چند سالگی یعنی عشق و حال، یعنی هنــــــــــــــوز خیلی زوده، یعنی خیلی زوده که که بخوای خودتو درگیر کنی، یعنی هنـــــــــوز کلی وقت داری، یعنی آزادی، یعنی رهایی، از هر قید و بندی، یعنی زندگی، یعنی همه چیز زندگی، همه چیز با طعم ...
ادامه مطلب